Younas is waiting for you

 
 
نویسنده : یوناس - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ دی ،۱۳۸٦
 

 

دردی آهسته و خرامان خرامان در پوسته روحم می گردد و می اندیشد به کلام نا تمام هستی

چگونه است این پریشان احوال ما و قصه بی ثمر روزگاران قریب

از برای شکستن طاقت مهربانان اندوهگین، چشمانم مدد از اشکهایی می جویند که دیرگاهیست خشکیده اند

بنگر به دستان تهی من و قلبم که نمی تواند آرام کند داغ ملتهب این سرمای جانسوز را که ارمغان ظلمتی است که آدمیان را در بر گرفته

در این تاریکی شاید چشمانم بسته باشد بهتر ببینم، نورت را بر این ذهن خاموش ارزانی دار

بگذار گرمای حضورت، قندیل های فرو رفته در جگر عشق را آب کند

در این تنهایی بی همتا، تکرار نامت، حضور بی حجم بودن را معنایی تازه می بخشد

به کدامین سو بیایم، نشانی از برای من بیاور

 

 


 
comment نظرات ()