Younas is waiting for you

 
بود و نبودم به فدای یک لحظه بود تو
نویسنده : یوناس - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳٩٢
 

 خدای من

بازی زندگی فقط برایم یک بازیست

نمی توانم جدی اش بگیرم

فقط می خواهم تجربه ات کامل باشد

خنده دار است که خود را هست بدانم

چرا که تنها تو هستی.. تو همه هستی و هستی همه توست

من از حرف زدن خسته ام

می خواهم در عمل خدا پرست باشم

می خواهم فقط از آن تو و برای تو باشم

هر جا که می خواهی بروم

هر چه می خواهی انجام دهم

نمی خواهم دیگر هیچگاه حتی دمی تو را جدا از خویش ببینم

مهم نیست چه می شود

من از تو جدا نمی شوم

حتی اگر بهایش نیستی کامل من باشد

جز تو پناهی ندارم

جر تو دلیلی برای بودن ندارم

جز تو هیچ ندارم

ای همه هست من، تو باش .. همین مرا کافیست

من، احساسم، زندگی ام، روحم ، بود و نبودم به فدای یک لحظه بود تو

 


 
comment نظرات ()
 
 
دیگه ازت جدا نمی شم
نویسنده : یوناس - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳٩٢
 

دیگه از هیچی نمی ترسم
تو با منی
هر چی بخوای
تجربه می کنم
هر جا بخوای می رم
دیگه ازت جدا نمی شم

 

7 بهمن 92

 


 
comment نظرات ()
 
 
تو را زندگی کردم
نویسنده : یوناس - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ بهمن ،۱۳٩٢
 

زیبایی لحظه هایِ جادوییِ
تجربۀ سطوح هستی را
تنها زمانی دیدم
که در اوج حادثه ها
هوشیار و آگاه بر لحظه
تو را زندگی می کردم

 

2 بهمن


 
comment نظرات ()
 
 
رویا در رویا
نویسنده : یوناس - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ بهمن ،۱۳٩٢
 

رویا در رویا
می آزماییم
رویاهای بی شمار زندگی ها را
اما
روزی در می یابیم
همه اش رویا بود
روزی که
بیداریم
و فقط یکی هستیم

 

29 دی


 
comment نظرات ()