بگذار با نگاهی که در اختیار توست ببینم

بگذار بفهمم آنچه خواسته ای را
می دانم جز به یاری تو توان حرکتی نیست مرا
بگذار خویش را به تمامی از یاد ببرم
نشانم بده آنچه باید بدانم
هنوز هم گیجم
بارها می گویی مرا تا می فهمم
به گمانم نسیم هشیاری می وزد از سویت
بگذار با نگاهی که در اختیار توست ببینم
و با گوشی تسلیم توست بشنوم
با من بمان تو ای خوبم
جز تو دلیلی ندارم تا نفسی دیگر برآورم
/ 1 نظر / 3 بازدید
مجتبی

[گل][گل][گل]