سکوت

 

در میان کلامم بسان نوری می آیی و می روی

مرا که بی تو و جز از برای تو زندگانی نباید به چه می آزمایی؟

چگونه است که از برای زمینیان سختی ها هر دم بیش می شود و حق پنهان تر و دورتر

کاش می توانستم نور الهیت را دسته دسته پخش کنم میان خفتگانی که از دیر باز مرده اند

تو خوب می دانی که از لطف تو با تازیانه های آگاهی که بر درکم روان کردی، حیرتم بیش شده و می کوشم از برای بیداریم

بدینسان که گفتی هر آنچه در اندیشه مان می گذرد هست، چگونه می بایدم بحث بر سر آنچه نباید باشد

گهگاه می بایست خون ها به ناحق ریخته شود تا حقیقت عیان شود می دانم

گهگاه بزرگانی که می توانند به اشاره ای ظالمان را سرنگون کنند می بایست سکوت اختیار کنند می دانم

گهگاه پیام آورندگانت که از عشق تو لبریزند و لب جز بر هدایت خلق نگشایند می بایست شکنجه های بی پایان را تاب بیاورند می دانم

اما در این آشفته بازار چگونه با بازیهای مضحک این خواب کوتاه که زندگی نامیده اندش تاب بیاورم نمی دارنم که خسته تر از آنم که دمی در این نقش ها غرق شوم

 

/ 25 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یوحنا

LSD مصرف میکنی؟! این همه توهم رو از کجا میاری؟ بازم که از خودکفایی گذشتی!

یوناس

همینه که هست از فردا هم بدتر می شه

یوحنا

یعنی از فردا مصرفت بالاتر میره؟! [تعجب] نکشی خودتو !! ؟؟[نگران]

یوحنا

نیستی به سلامتی رفتی خونة بخت یا داری جلد دوم کتاب اکسل رو می‌نویسی؟

یوحنا

[چشمک]

یوحنا

[چشمک]

یوحنا

در هر حالت مواظب باش نکشی خودتو !! [چشمک]

یوحنا

حالا بنویس دیگه .... مسخره‌ات نمیکنم قول میدم .... ! [بغل] نازک نارنجی نباش .... [سبز]

یوناس

من آپدیت کردم .. شما یه ctrl+f5 بزن می بینیش

یوحنا

شوما سه شنبه نوشتی من یک شنبه کامنت گوذاشتم ... مثلاً می‌خوای کیلاس بیذاری بگی که باید از آی اس پی صفحه رو رفرش کنم؟؟؟؟؟ بابا ایعتماد به نفست منو کوشته .... دادا ....