واژه ها آلوده اند

 

به چه کلامی بگویم
چگونه بگویم
واژه ها آلوده اند
اصواتمان آلوده اند
هر چه هست را با پلیدی ها آمیخته ایم

لحظه ای ساکت باش
شلوغی ذهنت را دمی خاموش کن
باورهای ساختگیت را به کنار بگذار
و بنگر
و گوش کن
در عمق سکوت
به درون خود برو
نیک بنگر چه می بینی
و در همان سکوت
نگاهی بینداز
به تمامی مخلوقات و عالم

با من دم از درست و غلط نزن
خودت را بشناس
بدان کیستی
و از برای چه به این دنیا آمدی
من با کسی سر جنگ ندارم

با انکار خورشید، به خورشید لطمه ای نمی خورد
جهل را پایانی نیست اگر اندیشیدن در کار نباشد

تنها بدان حقیقت، ورای این بازی هاست
ورای این حرفهای پوشالی و تو خالی
در جستجوی حقیقت باش نه اثبات آنچه خود بر حقیقتش آگاه نیستی
جریان عشق حقیقی را دریاب که اگر چنین جریانی باشد عاشق و معشوق و عشق یکی می شود

مرا هر چه بنامی خیالی نیست .. این من باید از من به در آید
اما خودت را فریب نده و گرفتار مکر شیطان نشو
بدان که از ما هیچ نخواهد ماند
منت را با باور خام و سیاه روزگاران بزرگ نکن
من را از میان بردار تا بنوشی شهد وحدت را

 

/ 4 نظر / 19 بازدید
طاهازارعی

سلام دوست گلم وبت خیلی جالبه [گل] به منم بسر نظر تو بگو ممنون میشم [تایید] بای بای [خداحافظ]

محمد

سلام عزیز بزرگوار ظرافت و لطافتی که در کلامتات هست گویای حضوری عمیق در وادی عشق و صفاست ف خداوند توفیق دهد .

محمد محمدی

افرین وبلاگت عالیه اگه خواستی یه سری به وبلاگ منم بزن[بغل][ماچ][گل]