فرو پاشیدنم را به تماشا بنشین

 

به گمانت آنهایی که در هیاهوی کلام خویش گمند

سکوتی که در فریادهایت نهفته است در می یابند

به گمانت در می یابند زجر تکه تکه شدن من هایی که خود کمر به قتلشان بستی

درد را به جان بخر ای روحی که می خواهی از محبس خویش به در آیی

بگذار دیگران با خنجرهاشان به مدد آیند تا این نقش ها همه فرو ریزند

راضیم بر فرو ریختن و ذوب شدنم بگذار هر چه ناخالص است بریزد

آن یکی که با من است و در من، خود بهتر می داند که چگونه از نو بنایم کند

بگذار فرو بپاشم .. بگذار فرو بپاشم

 

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یوحنا

من با اکسیژن زنده ام و البته چلو کباب!!!! [نیشخند] شما هوا میخورین سیر می شین؟؟؟؟ [نیشخند]

یوحنا

من با اکسیژن زنده ام و البته چلو کباب!!!! [نیشخند] شما هوا میخورین سیر می شین؟؟؟؟ [نیشخند]

یوحنا

من با اکسیژن زنده ام و البته چلو کباب!!!! [نیشخند] بقالی ما عشق خدا نداره ... روح خدا هم یکی بود ارتحال شد [نیشخند]

یوحنا

حالا جدیش: اسم وبلاگ رو از این به بعد بذار "ققنوس". والله!

http://neugebauer.persianblog.ir/ البته خیلی به خدت نگیرا. یعنی در واقع اصلا نباس به خودت بگیری. اینقده چیز دارم واسه نوشتن فکر کنم روزی بهترین وبلاگ ایران بشه.[نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند]

نامم را ندانی بهتر است

چه درد شیرینی است، که پس از آن خلاصی از محبس کامت را سیراب نماید. غریبه، غریبه است عزیز دل. نگران دریافتن غریبه ها نباش که همان یک آشنا بس است.

یوناس

مگر نه این است که همه از یکی هستیم اینهمه بیگانگی از چه روست؟

یوحنا

ماشا الله به ادبیات تئاترهای تلویزیونی دهه شصت!!!! [نیشخند]

یوحنا

راستی ممنان که دید زدی وبلاگ ما را .... آخ چه کنم من با اون وبلاگ ..... هفته ای سه تا کامنت هم به من بدهکاری.