به من بازگرد فدایت شوم

 

حال که مرا گفتی که ام چه کنم

باید بگویم به کسی

اما غیر از تو کسی نمی یابم که کلامی بگویمش

در حیرت و سکوت مانده ام ..

نگاهم کن این منم که هیچ ندارم که لایق تو باشد

این منم که هر چه دارم و ندارم از آن تست و هیچ از خویش ندارم

مرا بگو ای تنها دلیل بودنم

مرا بگو ای یگانه عشق من

با عشق بی حد تو و خطاهای بی شمار خویش چه کنم

با این شرم چه کنم ..

مرا بارها بمیرانی و زنده کنی برآنم که فقط عشقت را فریاد زنم

هر بار زندگی من فرصتی برای آشکاری دوست داشتن توست

به کوهها، به سایه ها، به بادها، به رودها، به قاصدک ها می گویم طنین عشقت را جاری کنند

خدای من تنها خودت می دانی که چقدر دلتنگ تو ام .. فقط خودت می دانی وبس

به من بازگرد فدایت شوم .. که چه بسیار مشتاق توام

 

/ 0 نظر / 20 بازدید